بُعد دوم اهمیتش بیشتر است كه همان بُعد معنوی و الهی است. بُعد دوم همان چیزی است كه او را آماده میكند برای شهید شدن. حالا البته شهیدشدن برای ما كه اهل دنیا هستیم، برای شما كه پدر و مادر و همسر هستید و محبت دارید نسبت به او، تلخ است چون در عرصهی ظاهر زندگی فقدان است؛ از دست دادن است؛ این پوستهی شهادت است... لكن اصل شهادت چیزی غیر از این است، برتر از این حرفهاست. اصل شهادت این است كه
براى همين
هم هست كه دستگاههاى خبيث استكبار، از آمريكا و انگليس و صهيونيستها و
ديگران، دارند مرتباً تلاش ميكنند كه اين انتخابات را به يك جورى خراب
كنند، مخدوش كنند. كشورهاى ديگر نگاه ميكنند ببينند اين پيشكسوت انتخاباتى و
انقلابى - كه ملت ايران است - چه كار خواهد كرد.
ملت ايران در اين زمينه،
جزو پيشكسوتهاست. ملتهاى ديگر نگاه ميكنند ببينند انتخابات در ايران به كجا
خواهد رسيد. استكبار دوست دارد كه انتخابات در كشور ما آنچنان بشود كه
ملتها را مأيوس كند. ...(شعار «مرگ بر آمريكا»)
خب، شما ديگر حرف آخر را گفتيد! «مرگ بر آمريكا» همان حرف آخر است.
قسمتی از بیانات امام خامنه ای در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز 19 دی 19 / 10 / 1390
انتخابات بايد سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمتزنىِ متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم. رقابت اين نيست كه كسى اثبات خود را متوقف بر نفى ديگرى بداند. رقابت اين نيست كه كسانى بيايند براى جلب نظر مردم، وعدههاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانين عادى بدهند؛ اينها نبايد باشد.
پایبندی به آداب یک حرکت عمومی سالم
كسانى كه وارد عرصهى انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از طرف كسانى كه نامزد ميشوند، بايستى به آداب و شروط يك حركت عمومىِ سالم پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است.
تقیدات نامزدهای انتخابات که مردم باید بر آن دقت کنند
كسانى هم كه وارد عرصهى انتخابات ميشوند، بايد يك تقيداتى، تعهداتى
داشته باشند. اين، خطاب به همهى كسانى است كه به عنوان نامزد وارد عرصهى
انتخابات ميشوند، و خطاب به همهى مردم است.
مردم عزيزمان در سراسر كشور اين رفتارها را در نامزدهاى انتخابات تفرس كنند، دنبال كنند،
مردم ما و
كشور ما از انتخابات سال 88 بهترين خاطرهها و بدترين خاطرهها را دارند.
بهترين خاطرهها حاصل حضور عظيم چهل ميليونى مردم پاى صندوقهاى رأى بود، كه
دنيا را خيره كرد؛
بدترين خاطرهها مربوط به
ميشنويد ديگر، مىبينيد؛ حالا در آن مقدارى كه به گوش مردم ميرسد، به
چشم مردم ميرسد، در مطبوعات و در رسانههاى گوناگون، دشمنان ما، از آن صدر
گرفته است، كه مركز و قرارگاه فرماندهى جبههى كفر و استكبار است، تا اين
پادوها و ايادى كوچك و پيادهنظامشان كه همه جا پخشند - اينجا هم هستند،
بيرون هم هستند - همهى تلاششان اين است كه كارى كنند كه مردم در اين
انتخابات شركت نكنند.
من
اين روسياههاى بدمحاسبهگر خيال ميكنند ما امروز در شرائط شِعب ابىطالبيم. اينجور نيست. ما امروز در شرائط شِعب ابىطالب نيستيم؛ ما در شرائط بدر و خيبريم.
ما در شرائطى هستيم كه ملت ما نشانههاى پيروزى را به چشم ديده است؛ به
آنها نزديك شده است؛ به بسيارى از مراحل پيروزى، با سرافرازى دست پيدا
كرده است.
امروز مردم ما را از محاصرهى اقتصادى ميترسانند؟ با اين حرفها،
يكى تصميم قاطع نظام مقدس جمهورى اسلامى است بر عدم انحراف، عدم تسليم، ايستادگى كردن در مقابل زيادهخواهى و زورگوئى از سوى ابرقدرتها و از سوى استكبار. نظام اسلامى به مجموع خود، با هويت جمعى خود، بهطور قاطع ميداند چه كار ميكند و راه را انتخاب كرده است و ايستاده است. اين، عامل اول.
عامل دوم، حضور هوشمندانه و مصممانهى مردم وفادار.
اگر اين دو از هم جدا ميشدند، اگر مسئولان نظام و مديران كشور بودند، اما مردم در صحنه نبودند، يقيناً كار پيش نميرفت. اگر مديران نظام دچار اختلال ميشدند در نيت خود، در تشخيص خود، در فهم خود، در تصميمگيرى خود در مقابل لشكر متراكم كفر و ضلالت كه در مقابلشان صف كشيدهاند، يقيناً اين در اختلال نظام تأثير ميگذاشت؛ مردم را هم از صحنه خارج ميكرد. اين دو عامل با يكديگر هست، امروز هم هست و انشاءالله در آينده هم خواهد بود.
با وجود اين دو عامل، هيچكدام از ضربهها و ترفندها و كيدها و توطئههاى دشمن در اين ملت اثرى نخواهد گذاشت.
تلاش دشمن برای تضعیف این دو عاملامروز جبههى مقابل ما - كه سردمدار آن جبهه هم آمريكا و صهيونيستهايند - به تمام طرقى كه
ملت ايران اين تجربهى بزرگ را امروز در مقابل ملتهاى ديگر قرار داده است؛ تجربهى موفقيتِ ناشى از دو عامل بصيرت و صبر.
بصيرت يعنى
اگر آن تحولات و آن حوادث نبود، 22 بهمن به وجود نمىآمد، انقلاب اسلامى به پيروزى نميرسيد.
انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد، چالش با استكبار شروع شد، هيبت استكبار شكست، هيبت آمريكا و صهيونيسم شكست.
اگر اين شكسته شدن
خب، معلوم است كه ميهمانىِ مركز عظمت و مركز قدرت و مركز جمال و مركز كرم چقدر اهميت و ارزش دارد. همهى ملتهاى مسلمان از دور و نزديك همت ميكنند، تلاش ميكنند تا هر سال خود را به اين ميهمانى بزرگ برسانند. عدهاى اين سعادت را، اين توفيق را پيدا ميكنند.
برنامه ریزی بین المللی و فردی
خب، ما هم جزئى از امت اسلامى هستيم و گوشهاى از كار را برعهده داريم. از اين حركت عظيم امت اسلام، بخشى هم متعلق به ما ايرانىهاست. هم بايد به فكر برگزارى باشكوه و پرمغز و پرمعناى اين مراسم در سطح بينالملل اسلامى باشيم و براى آن برنامهريزى كنيم، هم بايد به فكر بهرهبردارى شخص خودمان
* هر طرح عملياتى بايد بر مبناى اصلِ «همهى فلسطين براى همهى مردم فلسطين» باشد. فلسطين، فلسطينِ «از نهر تا بحر» است، نه حتّى يك وجب كمتر.
*رئيس جمهور آمريكا ميگويد امنيت اسرائيل خط قرمز اوست/بدانيد كه خط قرمز اوباما به دست ملتهای بپاخواسته منطقه شكسته خواهد شدبيانات امام خامنه ای در كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين 1390/07/09
اين ضربههاى فلج كننده فقط سقوط پىدرپى حكومتهاى گوش به فرمان آنان در منطقهى اسلامى نيست، بلكه آن روزى كه ملتهاى اروپا و آمريكا دريابند كه
اكنون پس از به ميدان آمدن ملتها و شعارهاى قدرتمندانهى آنان بر ضد رژيم صهيونيست، دولتهاى مسلمان با چه منطقى روابط خود با رژيم غاصب را ادامه ميدهند؟
سند صداقت دولتهاى مسلمان در جانبدارىشان از ملت فلسطين، قطع روابط آشكار و پنهان سياسى و اقتصادى با آن رژيم است.
دولتهائى كه ميزبان سفارتخانهها يا دفاتر اقتصادى صهيونيستهايند، نميتوانند مدعى دفاع از فلسطين باشند و هيچ شعار ضد صهيونيستى از سوى آنان، جدى و واقعى تلقى نخواهد شد.
بيانات امام خامنه ای در كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين 1390/07/09
ما نه جنگ كلاسيكِ ارتشهاى كشورهاى
اسلامى را پيشنهاد ميكنيم، و نه به دريا ريختن يهوديان مهاجر را، و نه
البته حكميت سازمان ملل و ديگر سازمانهاى بينالمللى را؛
ما همهپرسى از
ملت فلسطين را پيشنهاد ميكنيم.
ملت فلسطين نيز مانند هر ملت
اكنون صفحهى كلى و اجمالى فلسطين در شصت و چند سال گذشته، پيش روى ماست. آينده را بايد با نگاه به آن و درسگيرى از آن تنظيم كرد.
دو نكته را پيشاپيش بايد روشن كرد:
اول اين كه مدعاى ما آزادى فلسطين است، نه آزادىِ بخشى از فلسطين. هر طرحى كه بخواهد فلسطين را تقسيم كند، يكسره مردود است.
طرح دو دولت كه لباس حقبهجانبِ «پذيرش دولت فلسطين به عضويت سازمان ملل» را بر آن پوشاندهاند، چيزى جز
ملت
بىپناه فلسطين در زير چنگال بىرحم اشغالگران، قتلعام و از خانه و
كاشانهى خود رانده شد.
تا امروز هنوز يكصدم فاجعهى انسانى و مدنىاى كه به دست مدعيان تمدن و اخلاق، در آن روزگار اتفاق افتاد، به تصوير كشيده نشده و بهرهاى از هنرهاى رسانهاى و تصويرى نيافته است. اربابان عمدهى هنرهاى تصويرى و سينما و تلويزيون و مافياهاى فيلمسازىِ غربى اين را نخواسته و اجازهى آن را ندادهاند. يك ملت در سكوت، قتلعام و آواره و بىخانمان شد.
مقاومتهائى در آغاز كار پديد آمد كه با شدت و قساوت سركوب شد. از بيرون مرزهاى فلسطين و عمدتاً از مصر،
فلسطين، مسئلهى اول در ميان همهى موضوعات مشترك كشورهاى اسلامى است. مشخصات منحصر به فردى در اين مسئله وجود دارد:
اول اين كه يك كشور مسلمان از ملت آن، غصب و به بيگانگانى كه از كشورهاى گوناگون گردآورى شده و جامعهاى جعلى و موزائيكى تشكيل دادهاند، سپرده شده است.دوم اين كه اين حادثهى بىسابقه در تاريخ، با كشتار و جنايت و ظلم و اهانت مستمر انجام گرفته است.
سوم آن كه
در ماه مبارك رمضان، بسيارى از مردمِ موفق و باسعادت توانستند محصول زيادى
را بردارند؛ محصولى كه براى دورهى سال آنها، بلكه در مواردى براى سراسر
عمر آنها، داراى بركات خواهد بود. عدهاى انس با قرآن پيدا كردند، از معارف قرآنى بهره بردند، تدبر كردند؛
عدهاى انس و مناجات با خدا را در اين ماه براى خودشان رويّه و روش قرار دادند و دلهاى خودشان را نورانى كردند.
مردم روزه گرفتند؛ با روزه، در نفس خود صفا به وجود آوردند؛ كه همين صفا و صميميت و نورانيت، منشأ بركات بسيارى در زندگى فردى و اجتماعى است.
اين صفاى نفسانى به انسان نيكانديشى ميدهد، تطهير نفس از حسد و بخل و كبر و شهوت ميدهد. صفا در نفس انسان،
معيشت مردم جزو اولين اهداف همهى دولتهاست در همه جاى دنيا و در همهى دوران تاريخ؛ البته دولتهاى علاقهمند به مردم؛ آن دولتهاى مستأثر و زورگو و جبار، مورد نظرمان نيستند. هر دولتى كه بخواهد به مردمِ خودش خدمت كند، اولين مسئلهاش، مسئلهى معيشت مردم است، كه بتواند مردم را اداره كند.
خب، اين به اقتصاد وابسته است. يك اقتصاد خوب، سالم، وافر و پيشرو ميتواند وضع زندگى مردم را خوب كند. خب، اين يك دليل است مبنى بر اينكه لازم است ما در كار اقتصاد مجاهدت كنيم.
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت 6/6/1390
مطالب مرتبط در : معیشت مردم
زهد امیرالمومنین
دوم مسأله زهد اميرالمؤمنين است. برجسته ترين نقطهاى كه در نهج البلاغه است، زهد است. اميرالمؤمنين آن روز كه اين زهد را فرمود، به عنوان علاج بيمارى اساسى جامعه اسلامى فرمود و من مكرّر گفته ام امروز هم ما بايد همان آيات زهد را بخوانيم.
آن روز هم كه اميرالمؤمنين مى فرمود به شيرينيها و لذّتهاى دنيا جذب نشويد، كسانى بودند كه اين شيرينيها و لذّتها، به دستشان نمى رسيد - شايد اكثريت مردم آن طور بودند - اميرالمؤمنين به آن كسانى مى گفت كه فتوحات دنياى اسلام، سالهاى گسترش امپراتورى و قدرت بينالمللى اسلام، آنها را متمكّن، ثروتمند و برخوردار از امتيازات كرده بود؛ حضرت به آنها هشدار مى داد.
ما امروز همين كه دو كلمه راجع به زهد بگوييم - بگوييم يك خرده ملاحظه كنيد - بعضيها مى گويند كه
